خیابان ارغوان هفتم

خیابان ارغوان هفتم

یادداشت‌هایی برای تذکر به خود؛ فاطمه.چ

دریچه

از کویر که می‌آیی

دوشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۰۳ ب.ظ

اگر کمی قریبگی داشتی با حال تلخ من، اگر فقط کمی برات اهمیت داشت گمشدگی حیرت‌آمیزم همین گوشه دورافتاده دنیا، و می‌دانستی اگر بنا باشد آرام شوم، فقط تو می‌توانی آرامم کنی، یکمی کلمپه می‌خریدی، می‌آغشتی به ستاره‌هایی که پنجره اتاقت را باز کنی می‌ریزند کف دستت، و دو شاخه از آن گل‌های سرخ تکثیرشدنی را می‌آمیختی به تار و پود شیرینی، بعد این گل قدیمی تکثیرناشدنی‌ت را صدا می‌کردی و کلمپه‌ها را می‌گذاشتی توی دهانم، بلکه کمی شیرین شوم.

افسوس که من تقلبی بودم. تکثیر می‌شدم. خوب هم تکثیر می‌شدم؛ و این برای پسربچه‌های تک‌پرست زیاده‌خواه، سرخی قانع‌کننده‌ای نبود.


از زادگاه ستاره‌ها اگر به این ناکجای نادوست‌داشتنی آمدی، برایم یک مشت ستاره بیاور. بگذار دم خانه‌مان، زنگ را بزن و خودت فرار کن؛ نکند دختربچه تازه‌رسیده‌ای را با نگاهت بچینی!

آه که سرشاخه تقید من، تاب دوام، برابر التهاب باد را ندارد. آی، طوفان!

  • ۹۶/۰۵/۳۰
  • ماهان (ف.چ)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی