خیابان ارغوان هفتم

خیابان ارغوان هفتم

یادداشت‌هایی برای تذکر به خود؛ فاطمه.چ

دریچه

واکنش‌های پس از حیرت

پنجشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۱۵ ب.ظ
آقا من اگه با این درصدا این عرصه رو ترک کنم داغش میمونه. اوکی؟ من همیشه برنده بودم؛ الان باختم؛ لهم. اوکی؟ نمیخوام تو لهی بمونم. نمیخوام کار و پول و پرستیژمو بکنم تو حلق یک تا ده کنکور. میخوام یک تا ده بشم، بعد خیلی غیرمنتظره تو برنامه زنده کنکور و برگزارکننده‌هاشو به گه بکشم. میخوام با همون چار ساعت خوندنم راحت یک تا ده بشم، بعد تف کنم تو صورت هرچی خرخونِ احمقه. اوکی؟ نمیتونم برم بشینم علوم کامپ بهشتی. میخوام تف کنم به فنی بهشتی. به کل بهشتی اصلا با اون سطح علمی داغون. و شما هرچی به من بگی نهایتا ایرانیم و سطح علمی‌ها تقریبا یکسانه و هرچی بگی ارزش نداره یک سال موندن و هرچی بگی حماقت محضه موندن، من میخوام بمونم چون احتیاج دارم اینجای زندگیمم مثه همه وقتای دیگه با سر بالا تموم کنم. آره من برام مهمه که به بابام بفهمونم من توانام، و تحقیراشو بکوبم تو دهنش، برام مهمه. مهمه. آره من کمم، حقیرم، کوچیکم، ولی این خواسته قلبی منه. قلبم میگه بمون، قلبم میگه تو یک سال افسردگی مطلق گذروندی، از زیر لجن‌مال یک عالمه اتفاق خودتو بیرون کشیدی، قلبم میگه لعنتی، تو پارسال حتی یک بار هم عمومی‌هاتو باز نکردی محض رضای خدا، صبح تا شب گریه کردی، حالت بد بود، تمام سه ماه آخر سی ساعت هم درس نخوندی! این تو نیستی، بشین بخون یه سال دیگه و خودت باش و بزن تو صورت کنکور..


آه، من یه آدم زردم. چیزی که ازش میترسیدم سرم اومده. در خودم نمیدیدم توجه به اتفاق حقیری مثل اینو. آرزوی مرگ کردن واسه درصد. اما لعنتی‌ها، من دارم ناباورانه به تمام چهار سال قبل نگاه میکنم. من خسته‌م، اوکی؟ خیلی خسته‌م. و بهشتی اگر بهترین فنی دنیارو داشته باشه، من اگر با این ذهنیت برم توش نابود میشم. کما اینکه نداره. کما اینکه یه دانشگاه آشغاله.



من یه آدم زردم. اندازه همه اون آدمای زردی که برای دنیا شاخ و شونه میکشن و میذارن پروفایل تلگرام. اندازه همه اون آدمای آشغالی که رمان اینترنتی میخونن. اندازه همه اون نفهمایی که به فکر هایلایت مو و نمیدونم چی چی ناخنن. اندازه همه آدمای دنیا بیشعورم که به کنکور یه کشور دورافتاده جهان‌سومی انقدر اهمیت میدم و انقدر تونسته منو ناراحت کنه. من آدم نیستم. حیوونم. یه حیوون پست. من لایق همه فحشای دنیام.



خدایا چطوری هنوز به‌م امیدواری؟




+ و در ضمن؛ لجن رو کشیدم به اون سهمیه مدال لعنتی. و برگزارکننده‌های اون المپیاد سراسر نگون‎بختی. نمیخوام با سهمیه برم دانشگاه آقا. نمیخوام. حقمه‌ها. هزاربار حقمه. ولی نمیخوام. حتی سهمیه 25 درصدی جانبازی بابامم حقمه. سهمیه 5 درصدی ارتشم حقمه. سهمیه هیئت علمی هم حقمه. همممممه‌ش حقمه. ولی نمیییییییییییییییخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام با سهمیه برم دانشگاه.


  • ۹۶/۰۵/۱۹
  • ماهان (ف.چ)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی