خیابان ارغوان هفتم

خیابان ارغوان هفتم

یادداشت‌هایی برای تذکر به خود؛ فاطمه.چ

دریچه

رونوشت

يكشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۲۰ ق.ظ

دوست عزیز؛ من هم مثل تو متأسفم که در این مملکت به‌گه‌کشیده به دنیا آمده‌ام، اما می‌خواهم خواهش کنم کمی شعور خرج کنی و دنبال علت‌های کلان اینهمه فاجعه باشی، و بی‌آنکه مداوم خودت را تا سطح گاو تقلیل بدهی و هیچ بپنداری و سردرگوشی برای هر بدبختی سری تکان بدهی و بروی دنبال خبر بعد، بلند شوی و بسازی. کاری که من می‌کنم. کاری که خیلی‌های دیگر می‌کنند. قدم‌هایی که برمی‌داریم تا یک تکه از تمام جهان را روی دست‌هایمان بالا ببریم، با جان، با خون، گرچه خودمان زیر آوار معشوقمان مانده‌ایم. زیر آوار وطن. 

ببین، جای چنگ و خون این دختربچه هجده ساله را روی تن کم‌جانش ببین. و این را بدان، نهایتا همه ما در یک دهکده زندگی می‌کنیم. زیر پتو خوابیدن و فحش دادن را من از تو بهتر بلدم. بلدی بلند شو، کاسه‌کوزه کسانی را بشکن که «انسان» را به سخره گرفته‌اند. من نگران نان شبمان نیستم.

  • ۹۶/۰۵/۱۵
  • ماهان (ف.چ)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی