...and all I can do is watch and cry...

کاش اینهمه داغ نبودم. کاش کف دست‌هام همیشه خیس نبود. کاش همیشه درگیر سردرد نبودم.

خسته‌م. کاش می‌شد به کناری کشید و همه دست و پا زدن‌های این جماعت را به جهنم سپرد و حتی تماشا هم نکرد. به گوشه شعر، به گوشه بی‌خبری، به گوشه بی‌راهه‌ای، جدا از رفتن و شدن. آرام. 

مچاله شده‌ام اینجا، خیره به آسمان قم که بی‌ستارگی‌ش، دارد کم‌‌کم چشم‌هایم را کور می‌کند. بار دوم است که درک اسفل السافلین تهران را ترجیح می‌دهم به ارض موعود. پنجشنبه برمی‌گردم. شاید جمعه. شاید هیچ‌وقت.


چه خوب که اگر بمیرم، به‌ هیچ‌جای دنیا برنمی‌خورد. و چه وحشت‌ناک. و چه حیوانی.

+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۳:۰۷ توسط ماهان (ف.چ) | بگو
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
هیچِ هیچ‌زاده
دریچه
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان