‌فاقد ارزش خوانش

‌فاقد ارزش خوانش

هیچِ هیچ‌زاده

به حق اسمت!

يكشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۲۹ ق.ظ

بگذار به پای بی‌بضاعتی، این را که این روزها از فرط درد، واژه‌هایم جز به دلیل درد و جز برای درد و جز به قد قامت درد جفت و جور نمی‌شوند؛ اما بگذار مثل این دخترهای معمولی که هردومان همیشه از دچاری به شمایلشان فراری بودیم، دو تا قلب برایت از چشم‌هایم بزند بیرون، و مثل آدم‌های شعر ندیده‌ی شعر نخوانده‌، همان آدم‌های معمولی که پیچ و خم‌های روحشان به پیدا کردن راه کلمات قد نمی‌دهد، برایت بنویسم؛ آمدنت مبارک فاطمه. آمدنت که اگرچه عین رنج بود، مژده فصل پیله‌گشایی می‌داد..


من هنوز چار ماه و بیست روز طلبکارم از تو.

۹۶/۰۳/۲۸
ماهان (ف.چ)

نظرات  (۹)

تولدش به تو هم مبارک..
پاسخ:
صد البته!
به‌ تو هم مبارک..
۲۸ خرداد ۹۶ ، ۰۹:۳۴ شبنم بیقرار
:)
مبارکه
بعضی وقتا معمولی بودن مزه میده خیلی هم بد نیست!
پاسخ:
ما که کلا معمولی‌ایم ادای شاخارو در میاریم :))

بسیار ممنونم :)
مبارکه. 
من میخوام معمولی باشم محیط اطراف نمیذاره :|
پاسخ:
بسیار مچکرم.


در واقع نباید معمولی بود .
قصه چهار ماه و بیست روز چیه؟
پاسخ:
چار ماه و بیس روز ازش بزرگترم.
معمولی بودن از منفی بودن بهتره. توی این وضعیت ترجیح میدم یه معمولیِ خنثی باشم تا منفی. حقیقت از منفی بودن خسته‌ام که به معمولی بودن رضایت دادم. 
پاسخ:
شریعتی‌ میگه؛ میگه اگه خنثا بودی و قیام نکردی، قامت نماز ببندی یا توی مجلس شراب باشی فرقی نمیکنه.
رفیقین؟:)

تولدش مبارکتون:)
پاسخ:
بلههه

ممنونم فاطمه :)
فاطمه.. دوسِت دارم..
حالا زیادم در قید و بند تاریخ نباش.. واسم دعوتنامه فرستاده خانم... خوش‌خیالیه ولی یهو دیدی رفتم برنگشتم :) 
پاسخ:
الان باید بهم بگی ؟
راستش الانم نباید میگفتم.. هیچی معلوم نیس.. باید مفصل برات تعریف کنم.. این مدت انقدر اتفاق افتاده که هیچ کدومشون رو هم نمیشه از اون یکی مهمتر دونست. تعریف کردن همه‌ش هم سه روز و سه شب متولی زمان میخواد ؛)))
پاسخ:
...


«این مدت»..




حالا «این مدت» درس خوندی؟ میخونی الان ؟
دو هزار تا سریال دیدم..
دو هزار ساعت خوابیدم.. 
دو هزار مدل فکرای بیخود کردم..
دو هزار بار بحث بیخود و باخود کردم..



دلم هم برات تنگ شد...
پاسخ:
پس توئم مثه من نخوندی..

منم دلم برات تنگ شده..