فصل تازه؛ فاقد ارزش خوانش

فصل تازه؛ فاقد ارزش خوانش

برای اینکه بدانم کیستم.

گذشته‌ها

کوچه پری‌سوز

پنجشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۷، ۰۳:۳۴ ب.ظ

مدت‌ها پیش با متین از کوچه‌ای به اسم پری‌سوز، در شمال تهران، رد شدیم. گفتم دختری که در یکی از خانه‌های این کوچه زندگی می‌کند، با موهای بلند و پنجره‌ای که به کوچه باز می‌شود، جزئیاتِ یک درامِ پُرنشانه و سوزناک را دارد. اما من چی؟ من که توی کوچه موسوی زندگی می‌کنم و اتاقم پنجره‌ای رو به کوچه برای سنگ زدن عشاقم ندارد و اصلا آنقدر زیبا نیستم که کسی عاشقم بشود چی؟ من هم جزئیاتِ یک درام فوق‌العاده را دارم. کسی که بناست داستانِ من را بنویسد حتما قرار است به شیوه‌ای تکراری و نخ‌نماشده، یک جایی یاداوری کند که زندگی دخترِ داستانش اصلا شبیه قصه‌ها نبود. گفتم، می‌دانی؟ اگر من بخواهم داستان شوم، چون شبیه داستان‌ها نیستم، مجبورم زردگونه این داستان نبودنم را فریاد بکشم و از داستان نبودنم داستان بسازم.

گفت اصلا داستان یعنی همین..


احساس می‌کنم نمی‌خواهم هیچوقت هیچکس از من داستانی بنویسد.


پ.ن: دیشب در آخرین لحظاتِ بیداری، چیزهای مهمی توی ذهنم بود اما از شدت خستگی حتی توانایی این را که گوشی را بردارم و کلمات کلیدی‌اش را بنویسم که یادم نرود، نداشتم. الان انگار یک تکه‌ام گم شده.

  • ۹۷/۰۶/۱۵
  • مــاهان (ف.چ)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی