فصل تازه؛ فاقد ارزش خوانش

صرفا جهت ثبت؛ فاقد ارزش خوانش؛ هفت

سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷، ۰۴:۵۶ ب.ظ
یکی از تلخ‌ترین لحظات لوکسی که بشر به خودش دیده، لحظه‌ایه که کد run میشه ولی خرابه و تو هم دیگه نمی‌دونی چه غلطی باید بکنی.


پ.ن: بعد از بدخوابی و تقریبا بی‌خوابی دیشب، دو ساعت پیش برای نیم‌ساعت روی میز کتابخونه بیهوش شدم، درحالیکه خودکارم دستم بود و این توی گوشم. تا امروز خوداگاهی در لحظه انتقال به جهانِ خواب رو انقدر به وضوح تجربه نکرده بودم. کاملا متوجه شدم که افتادم توی یک چیز، یک چاله، یک چیزی که فقط به خاطر حس کردنِ ریختنِ مایع‌گونه‌ش در یک سوراخ عمیق می‌تونستی متوجه بشی وجود داره. و این احتمالا به دلیل هم‌افزایی موسیقی توی گوشم و صحنه‌هایی که قبل‌تر تصورشون کرده بودم، و خوابالودگی همزمان رخ داده. شاید هم به این سادگی نیست. هرچی بود عجیب بود.

۹۷/۰۸/۱۵
مــاهان (ف.چ)

زمزمه‌ها (۰)

هیچ زمزمه‌ای.

زمزمه کن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی