خیابان ارغوان هفتم

خیابان ارغوان هفتم

فاطمه چ.

دریچه

اندر احوالات مردمی که ما هم جزءشان هستیم. - موقت

دوشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۲۷ ب.ظ

پیشاپیش از لحن رکیک این نوشته از خدمت تمام خوانندگان عذرخواهم.



مدرسه من دور از خانه است و تقریبا یک ساعت یا بیشتر طول می‌کشد مسیر تردد بین خانه و مدرسه. معاون‌ها هم می‌دانند و سرِ تأخیر و این حرف‌ها زیاد به من کاری ندارند. گاهی اخم می‌کنند توی صورتم که معلوم است دارند می می رند که نخندند.

معمولا همان ساعت شروع کلاس می‌رسم. بنابراین سرِ حرف‌های بچه‌ها که معمولا چهل-چهل و پنج دقیقه قبل شروع کلاس‌ها توی مدرسه هستند نیستم.


چند روز پیش زنگ تفریح اول فاطمه با حالت مسخرگی و خنده گفت «بیا از دنیا برات بگم»! بعد خودش زد زیر خنده. دنیا؟! من دنیا نمی شناسم که!

«دنیا کیه»؟!

«دوست دخترِ ... که الان باهاش به هم زده»!

خنده‌م گرفت.

«تو از کجا میدونی حالا»؟!

«وا! اینجا کنفرانس خبری برگزار کردن تو نبودی. کل مدرسه دارن راجع بهش حرف می‌زنن»!


کل مدرسه نه عدد کثرت است نه آرایه اغراق. در حالی که خوراکی - شیر و کیک بود یا لقمه نان و پنیر؟! یادم نیست! - می‌خوردیم، شروع کردیم به قدم زدن در حیاط. توی تمام حلقه‌ها داشتند از فردی حرف می‌زدند به اسم «دنیا» که دوست دختر یکی از همان خواننده‌های کالانعام (خدایا ما رو ببخش که انقد راجع به بنده‌ت اظهار نظر می‌کنیم!) بود و حالا آن طرف با این به هم زده بود و این دختر طفل معصوم (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) از حالاتی که بر اثر شکست عشقی دچارشان شده (!!!!!!!!!!!!!!) عکس می‌گیرد و می‌گذارد تویِ آن اپلیکیشن کذایی گور به گور شده. (یه ندایی از اون ته مه ها میگه اگه گور به گور شده‌س خودت چرا داری پس؟ میگمش من استفاده مفید می کنم! می گه آره جونِ... برو خودتو ...ـر کن!)

من و فاطمه میان بهت و حالت طنز همیشگی حاکم بر فضا داشتیم می‌خندیدیم که جواد با شیرکاکائوش رسید!

«توئم شنیدی قضیه دنیا رو»؟!

بعد بیشتر خنده‌ام گرفت.

«سرچ کن تو اینستا برات میاره»!

یک ندایی از درون می‌خواست داد بزند که «برو بابا! مگه من بیکارم»؟ دیدم که بله؛ بیکارم.

همین بس بود که جواد شروع کند به ادایِ «دنیا» را در آوردن.



دو روز هم از ماجرایِ «دنیا» نگذشته بود که امروز هشتگ «توهین فرزاد حسنی در برنامه» در مدرسه ترند شد!

گفتمش:

«ماجرای فرزاد حسنی چیه حالا»؟

«فیلمشو می‌خوای برات بفرستم»؟؟؟

«نه بابا! ممنون»!

«هیچی دیگه... مرتیکه بی... » الی آخر.



بعد فکر کردم به اینکه عقب ماندگی و پشتِ خطِ تلفن ماندن و گروه شعر و کانال هنری و سوپر گروه علمی نداشتن، منتظر ماندنِ چند ساعته برایِ اینکه ببینی طرفت پیامک را خوانده یا نه، همان اس ام اسی ده تومان و استرس برایِ تمام شدن-نشدن شارژ، خیلی بهتر از این است که وقتی هنوز فرهنگِ چیزی به وجود نیامده، هلت بدهند که با سر بیفتی تویِ گندش. به این فکر کردم که چقدر راحت ذهن‌ها را دست می‌گیرند. چقدر راحت می‌شوند موضوع حرفِ چند صدتا بچه دمِ کنکوری که مثلا قرار است بعدها مادر بشوند. به این فکر می‌کنم که جهان سومی بودن یعنی محجبه بودن یا حرف زدن راجع به «دنیا»؟ جهان سومی بودن یعنی ... یا پخش کردن عکس‌های فوتبالیست‌ها؟ جهان سومی بودن یعنی «قاپیدن پسر-دخترهایِ خوشگل مهمانی(!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)» (تهوع) یا سر پایین انداختن؟ به این فکر می‌کنم شعری که قافیه‌هایش تابع هیجانِ روابطِ ... باشد جهان سومی‌تر است یا شعرهایِ عشقبازانه با جانانِ جهان؟ به این فکر می‌کنم چه چیز باعث باشد بشر به هنر وهم گرایانه رویِ بیاورد و هنر را زیر لگدهای کثافت کاری‌هاش به اسم آزادی بیان به قهقرای گندیدگی بکشاند؟ به این فکر می‌کنم که شاید من عمق این هنرها را نمی فهمم. یا اینکه نکند تمام روشنفکرها ادا در میاورند که با شعرهای پست مدرن طی السما می‌کنند؟ نکند هیچکس اینجا قهوه تلخ دوست نداشته باشد؟ به این فکر می‌کنم که کی اولین بار شروع کرد به فریفتن خودش و دنیا. به این فکر می‌کنم که اولین قهوه تلخ جهان را کی درست کرد و نشست در اولین کافه روشنفکری دنیا، از پنجره بیرون را نگاه کرد و با خودش فکر کرد انسان برای گاو بودن آفریده شده، و آن قهوه را نوشید صرفا برای اینکه اوغ بزند و دنیا را بالا بیاورد.



+ جبهه نگیرید. این الفاظ شایسته جایگاهشان بودند. ما یا گاوهایی هستیم در یک دامداری بزرگ که آمده‌ایم بخوریم و ... و بزاییم، یا هدف داریم. و اگر هدف داریم، ببخشید، من نمی‌توانم تویِ هیچ کدام از این مکاتب هدفی ببینم که ارزش پی گرفتن داشته باشد. لطفا یا چشم‌های کور مرا ببخشید، یا به گاو بودن اقرار کنید.


+ فردا کانال‌ها و گروه‌هایی می‌بینید در تلگرام و اینور اونور با موضوع «جنبش مردمی علیه کسی که به قهوه تلخ خورها توهین کرد»!


  • ۹۵/۰۲/۲۰
  • ماهان (ف.چ)

نظرات (۱)

جنبش مردمی علیه کسی که به گاوها توهین کرد قشنگتره :))))
والا، من و تو که از دنیا بیخبریم رو چه به توهین به گاوها :))))))
پاسخ:
آخ منو تو که از دنیا بی خبریم...