‌فاقد ارزش خوانش

هیچِ هیچ‌زاده

یادداشت اول گم شده جهاد. مثل من که گم شده‌ام. کاشکی یک نفر بود عمقِ «گم شدنی» را که برای من اتفاق افتاده است می‌فهمید.

چقدرررر دوستت دارم!

چقدر...

چقدر!

اما آنقدری گم شده‌ام که دیگر نتوانم پیدایت کنم. دیگر نتوانم به آغوش بگیرمت و دیگر نتوانم برایت بمیرم و برایت زندگی کنم.


آدم‌ها زود از تأثیر برمیگردند؛ من نه.


همینقدر بدان که دوستت دارم. از جان. از جان. از جان.


جان نیامده‌ات را می‌سپارم به خدا. ببخش که نتوانستم روح بزرگ تو را در خودم بپذیرم. ببخش که شایسته نبودم. ببخش که ما مجبوریم بی آنکه آمده باشیم، انقدر غم انگیز، خداحافظی کنیم.


...که من چقدررر دوستت دارم...

۹۵/۰۲/۱۶
ماهان (ف.چ)

زمزمه‌ها (۰)

هیچ زمزمه‌ای.

زمزمه کن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">