سینک

آدم‌هایی می‌خواهند همراهی‌ام کنند، که قبل‌تر، حتی گمان نمی‌بردم کوچک‌ترین توجهی به من داشته باشند؛ حالا اما، من نه در شرایط مدیریت یک رابطه عاطفی‌ام، نه می‌خواهم در یک رابطه عاطفی باشم، نه وقتش را دارم، نه حوصله‌اش را، نه دیگر دلش را. نگاه می‌کنم، آدم‌هایی که روزی در چشمم چقدر ایده‌آل و دور از دسترس بوده‌اند، چگونه درخشش‌شان به افول آمیخته و احساس می‌کنم قلبم از دوست داشتنشان تا چه اندازه ناتوان است.

زندگی‌ام ترکیبی از اتفاق‌های درست در زمان‌های نادرست است.

+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۲۲ توسط ماهان (ف.چ) | بگو
علی امینی
۲۳ بهمن ۹۶ , ۱۹:۱۶
به قول دوستی، «تو رابطه که باشی ”سی‌پی‌یو“ت می‌چسبه به سقف و کارایی‌ت کم میشه». با همین جلمۀ کوتاه، حق مطلب رو ادا می‌کرد. و همینطوره حقیقتا. رابطه‌ها واقعا سی‌پی‌یوی آدمو می‌چسبونن به سقف. اگر هم که حوصله و وقتش رو نداشته باشیم و بریم توش که دیگه به کلی هنگ می‌کنیم؛ مگر اینکه یه مقداری ـ و شاید هم بیشتر از یه مقدار ـ براش سی‌پی‌یو خالی کنیم. خلاصه ادبیات جالبی رو استفاده می‌کردن این دوست. :)) این حرفهارو که خوندم یاد ایشون افتادم.

پاسخ :

کلا در ۱۹سال عمری که از خدا گرفتم فهمیدم تنها رابطه‌‌ عاشقانه‌ای که بین زن و مرد می‌تونه باشه و خسارت نزنه، یک ازدواج آگاهانه‌ست. بقیه جز استرس و خسران چیزی ندارن.
علی امینی
۲۳ بهمن ۹۶ , ۱۹:۵۳
با حرفتون موافقم. من که تا قبل از ۲۶ــ۲۷ سالگی حتی نمی‌خوام به ازدواج فکر کنم. به قول فرنگی‌ها، فعلا هیچ ایده‌ای راجع بهش ندارم.

پاسخ :

شما از همین الانم شروع کنید همون ۲۶-۲۷ آدمشو پیدا می‌کنید. :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
هیچِ هیچ‌زاده

یک فاطمه چگنی که از نامِ خانوادگی‌اش متنفر است.
دریچه
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان