یا رب ارحم ضعف بدنی

مدتی‌ست ریزبه‌ریز رفتار و احوال و حالاتم را در دفتری خصوصی می‌نویسم، برای محاسبه و مراقبه و خودم را به‌شدت توبیخ و سرزنش می‌کنم. اما این نامه‌های من به خودم تا کمی طولانی می‌شوند، لرزش دست راستم اوج می‌گیرد، تا جایی که وقتی خودکار را زمین می‌گذارم دستم به‌وضوح، -به‌وضوح- می‌لرزد.

از طرفی این‌ها واقعا خصوصی‌ست، و واقعا باید مسکوت بماند مگر نفسِ این انسانِ محتاجِ بروزِ قرنِ هجومِ اطلاعات، تربیت بپذیرد، و از طرفی کمی نوشتن، دستم را به این حال و روز می‌اندازد. البته همچنین است راجع به ظرف شستن و چیزی را مدت کمی طولانی حمل کردن و هرآنچه به قدرتی ذره‌ای بیشتر احتیاج داشته باشد. و عادت هم کرده‌ام به دفتر فیزیکی و خودکار دست گرفتن.

خلاصه که عزیزم روزگاری شده! بساطی داریم ما اینجا با این جسمِ نحیف؛ تا هستی بگویمت که همین روزهاست رگ‌هایم به‌خاطر شدت فوران‌های روحی از هم بپاشند. برای این نبوغ عاطفی، گنجیدن در زمانه‌ای که کمترکسی از زمزمه‌هایش چیزی می‌فهمد، سخت آزاردهنده است.

تنم را قوت به راهِ تو آمدن ببخش؛ من به تو چشم دارم و دیگر به هیچکس.

+ نوشته شده در جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۱۲ توسط ماهان (ف.چ) | بگو
.. میم
۱۳ بهمن ۹۶ , ۱۸:۵۹
حالا تو بچه‌ی بزرگ خانواده‌ای و مشکلی نیست. ولی من به‌عنوان بچه‌ی کوچیک خانواده، بهم ثابت شده که هیچ دفتر خصوصی‌ای، خصوصی باقی نمی‌مونه -_- دفتر فیزیکی خصوصی و احوالات و حتی خاطره‌های خصوصی نویسی، سال‌هاست واسم مُرده :/ 

پاسخ :

خونه ما کسی حوصله نداره به وسایل کسی دست بزنه. :))
مهشید
۱۳ بهمن ۹۶ , ۲۲:۴۴
چقدر واژه دفتر خصوصی برام عجیبه :|
همیشه باید حتی دو تا بیت شعری رو که خوشم میاد رو هم تو نوت گوشیم بنویسم و مخفیش کنم تا بساط درست نشه :|
پ.ن: مواظب خودت باش دختر،مواظب دستت هم

پاسخ :

چشم مراقبم. :)
D
۱۳ بهمن ۹۶ , ۲۳:۳۹
چرا از توئیتر رفتی ؟

پاسخ :

تو کیستی؟!
مهدی
۱۴ بهمن ۹۶ , ۰۰:۱۲
Essential Tremor رو یه نگاه بنداز ولی خب حتما یه دکتر برو. 

پاسخ :

آره دیدم اینو، 
قراره برم حالا.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
هیچِ هیچ‌زاده

یک فاطمه چگنی که از نامِ خانوادگی‌اش متنفر است.
دریچه
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان