‎۲۹ شهریور ۹۷

زندگی چیست؟

برای من بزرگ‌ترین موهبت عشق آن بوده که میلم به نابودی را و به عدم را پایین کشانده؛ چراکه هیچ دوست نمی‌دارم این قصه ناتمام بماند.


پ.ن: ازآنکه این رَمه آن ارج نمی‌داشت که من، تو را ناشناخته بمیرم.

پ.ن دو: این روزها چند موضوع مختلف با جزئیاتشان مدام من را آزار می‌دهند. اوضاع آسانی نیست، همه‌چیز به هم پیچیده و این روزها هم قطعا سخت‌ترین‌ها نیستند و مشکلات بیشتر توی راهند؛ در مقاطعی از زندگی حتی اتفاقاتی که گمان می‌کنی بناست به ساده‌ترین شکل پیش بروند، دچار اتصالی می‌شوند و همه‌چیز با هم به آزار تو برمی‌خیزد؛ از دو سالِ پیش که برای اولین بار only time از Enya را شنیدم، هروقت زندگی اینچنین می‌شود، بارها و بارها پلی می‌کنمش. جالب است که برعکس همه موسیقی‌ها، از شدت تکرار به بی‌معنایی نکشیده. هربار می‌شنومش، یاداوری می‌کند که باید آرام گرفت و منتظرِ باز شدن مشت‌های زمان، ماند. اینکه زندگی‌ات امروز، اینجاست، تو زورت را به کار گرفته‌ای و حالا باید گوشه‌ای بنشینی و ماجراجویانه و هیجان‌زده، ببینی زندگی برایت چه در سر دارد، و نقطه عطف کجاست؟ آنجا که می‌فهمی این سرنوشت بشر است، که همه به آن دچارند، که همه به دانستنش مجبورند، که تو تنها نیستی.


۰ زمزمه

زمزمه کن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی