خیابان ارغوان هفتم

خیابان ارغوان هفتم

یادداشت‌هایی برای تذکر به خود؛ فاطمه.چ

دریچه

تو هیچی نیستی!

پنجشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۵۷ ق.ظ

لفظ رفیق رو خدشه‌دار کردن؛ انقدر هی میگن رفیق، رفیق. تو اگر رفیق بودی الآن با یه هارد میومدی اینجا که کل وست ورلد و بلک میرر و دیس ایز آس و تاریخ آنلاین توش بود. بگذریم از اینکه پیر پرنیان اندیش و نبرد من و تسخیرشدگان و پرواز بر فراز آشیانه فاخته ‌و ریگ روان رو هم می‌خریدی به عنوان هدیه میاوردی و شبا می‌شستی بالای سرم می‌خوندیشون! اینا تازه خوان اوله!

اسم خودشم می‌ذاره رفیق.

  • ۹۶/۰۶/۱۶
  • ماهان (ف.چ)

نظرات (۳)

فاطمه میخواستم امروز بیام پیشت هاااا از سر کوچه‌تونم رد شدمااا اما آمپول که زدم همه چی از ذهنم پرید :))))))  حالا میبینم که چقدر خوب شد نیومدم :| با این وضع اعصابت! الان اونی که باید بی اعصاب باشه منم :)
پاسخ:
تو اگه بدونی امشب چی شد هیچوقت این حرفو نمیزنی.

(نمیدونم زمان فعلامو چجوری بگم)
بدتر از وضع من نیست هر چی باشه !!! اگه بدونی برا چی آمپول زدم :)
حالا چی شده ؟!!!
پاسخ:
حالا بیا بگو و بگم ببینیم کی بدبخت‌تره :))
انتظار نداری که در انظار عمومی رازهامو فاش کنم؟ =))))

ولی فاطمه بخدا چت زدم. از شدت حال بد دارم می‌بافم :))))
فک نکنم هیچ وقت بتونم به خودم بگم رفیق ...

تو نوشتی : تو هیچی نیستی !

ما خوندیم : تو هیچی نیستی !
پاسخ:
عزیزم تو که سرور مایی :) من که صددرصد هیچی نیستم!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی