عجز

می‌خواهم به زندگی بی توی خودم، فرصت نفس کشیدن دوباره بدهم. می‌خواهم دنیای بی تو را بپذیرم، منطقی باشم، و به همه کارهایی فکر کنم که کردی و نباید و آخر تمام تقصیرها بار بال‌های من شد که تنها جرمم ازخودگریختگی بود وقت دیدنت! می‌خواهم فراموشت کنم، نمی‌توانم..


گل شکفته! خداحافظ! اگرچه لحظه دیدارت

شروع وسوسه‌ای در من به نام دیدن و چیدن بود..

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۰۰:۴۷ توسط ماهان (ف.چ) | بگو
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
هیچِ هیچ‌زاده
دریچه
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان