دخترک در هجده سالگی

عجیب که عاشق‌های من یا پسرک‌های تازه‌بالغِ فامیلند، که می‌سوزند‌ و از ترس پدرم دم نمی‌زنند تا روزی‌چند که بگذرد و از یاد ببرندم با اولین باری که روبروی دختری در اتاقی طرح آینده می‌ریزند؛ یا پسرهای خشک بی‌احساس؛ سیاست‌خوان و اقتصادزده، بی‌آنکه چیزی از شعر بفهمند، یا مذهب‌گریزانی که یحتمل عاشق لاابالی‌گری‌م شده‌اند.

بنویسم به نسق همیشه، به نشانه ننگ، که بماند به پیشانی این روزهای سگی؛ آنکه باید نیامد، یا آنکه باید، هنوز در عدم است.

+ نوشته شده در سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۲:۲۵ توسط ماهان (ف.چ) | بگو
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
هیچِ هیچ‌زاده

یک فاطمه چگنی که از نامِ خانوادگی‌اش متنفر است.
دریچه
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان