×هـدیـه× 46

[خیابان ارغوان هفتم] - ×هـدیـه× 46همیشــه دوست داشتم هدیه تولدم کتاب باشد . همیشه دوست داشتم توی یکی از آن جعبه های زیبـا ، یک کتاب باشد و کتمان نمی کنم که دوست داشتم صفحاتش زیـاد باشند ...

هیچ وقت توی هیچ کدام از آنها هیچ کتابی نبود .

به جـای تمام کتاب هایی که دوست داشتم هدیه بگیرم ، بـرای تولـد هر کس ، کتـاب میگیرم . مثل امروز .

کتاب زیارت ، اثر پائولو کوئیلو ، هدیه امروزم است به یک دوست عزیــز :)

وقتی کتـاب هـدیه می کنی ، انگــار کتـاب هدیه گرفته ای ...


+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۵۲ توسط ماهان (ف.چ) | بگو

... حـــآل من بــد است . خیلی بد . دست نوشتنم ... دست نوشتنم ... وای ...

[خیابان ارغوان هفتم] - ... حـــآل من بــد است . خیلی بد . دست نوشتنم ... دست نوشتنم ... وای ......

...

...

...

...

+ 4 تا امتحــآن دیگر تا رهایــی ...:

ریاضـی ، ادبیـات ، زیست ، مطالعــآت

+ نوشته شده در چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۳۰ توسط ماهان (ف.چ) | بگو
هیچِ هیچ‌زاده
دریچه
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان